part 12
ویو تو خونه-
جولیا = واقعا متاسفم برات ....مرسی .....///بغض ///
لینو = بزار تعریف کنم ..
جولیا = بگو // خیلی جدی //
لینو = مامانم بهم گفت که بخاطر مشکل خانوادگی با یکی باید مخ دخترشو بزنم و ببرم پیشش تا انتقام بگیره منم گفتم برام
کاری نداره ولی وقتی شناختمت پشیمون شدم و گفتم من دیگه ادامه نمیدم ولی اون دست بردار نبود با جون تو تهدیدم کرد
گفت اگه تا اخر نقشه باهاش راه نیام تورو میکشه ...ولی جدی میگم ...اون اتفاقی که برام افتاد واقعی بود ...// بغض //
فیلیکس = فیلمشه // عصبی //
جولیا = ساکت .........برید بخوابید
چند ساعت بعد=
ویو لیا =
انقدر کلافه بودم خوابم نمیبرد رفتم حیاط با خودم اروم حرف میزدم و از حرصم رو دستم با شیشه ای که از زمین پیدا کرده بودم خراش مینداختم
جولیا ///اروم با خودش میگه /// = من خیلی احمقم ....من خیلی احمقم ........من باید بمیرم ..........من باید بمیرم .......
اخه کی منو درک میکنه به کی بگم بیماری قلبی دارم ادمی که بیماری قلبی داره نمیتونه این همه فشارو تحمل کنه ........
که یهو صدایی اومد و من دستم رو عمیق بریدم .................
لینو = ت....ت... تو بیماری قلبی داری ....// بغض //
جولیا = نیا نزدیک برو بخواب...
لینو = اما دستت ...
جولیا = گفتم برو بخواب ..
لینو = باشه // هنوز نرفته و داره به کارای جولی نگاه میکنه //
جولیا = // میوفته زمین و قلبشو میگیره ..///
فیلیکس = // میدوعه سمت جولی // عشقم حالت خوبه ..........
لینو = تو شوکه ....
جولیا = من ..من خوبم بریم بخوابیم
لینو = ولی ت...ت...تو ...
جولیا = گفتم بریم بخوابیم ...///یکم صداشو میبره بالا///
فیلیکس = بریم بخوابیم
جولیا = واقعا متاسفم برات ....مرسی .....///بغض ///
لینو = بزار تعریف کنم ..
جولیا = بگو // خیلی جدی //
لینو = مامانم بهم گفت که بخاطر مشکل خانوادگی با یکی باید مخ دخترشو بزنم و ببرم پیشش تا انتقام بگیره منم گفتم برام
کاری نداره ولی وقتی شناختمت پشیمون شدم و گفتم من دیگه ادامه نمیدم ولی اون دست بردار نبود با جون تو تهدیدم کرد
گفت اگه تا اخر نقشه باهاش راه نیام تورو میکشه ...ولی جدی میگم ...اون اتفاقی که برام افتاد واقعی بود ...// بغض //
فیلیکس = فیلمشه // عصبی //
جولیا = ساکت .........برید بخوابید
چند ساعت بعد=
ویو لیا =
انقدر کلافه بودم خوابم نمیبرد رفتم حیاط با خودم اروم حرف میزدم و از حرصم رو دستم با شیشه ای که از زمین پیدا کرده بودم خراش مینداختم
جولیا ///اروم با خودش میگه /// = من خیلی احمقم ....من خیلی احمقم ........من باید بمیرم ..........من باید بمیرم .......
اخه کی منو درک میکنه به کی بگم بیماری قلبی دارم ادمی که بیماری قلبی داره نمیتونه این همه فشارو تحمل کنه ........
که یهو صدایی اومد و من دستم رو عمیق بریدم .................
لینو = ت....ت... تو بیماری قلبی داری ....// بغض //
جولیا = نیا نزدیک برو بخواب...
لینو = اما دستت ...
جولیا = گفتم برو بخواب ..
لینو = باشه // هنوز نرفته و داره به کارای جولی نگاه میکنه //
جولیا = // میوفته زمین و قلبشو میگیره ..///
فیلیکس = // میدوعه سمت جولی // عشقم حالت خوبه ..........
لینو = تو شوکه ....
جولیا = من ..من خوبم بریم بخوابیم
لینو = ولی ت...ت...تو ...
جولیا = گفتم بریم بخوابیم ...///یکم صداشو میبره بالا///
فیلیکس = بریم بخوابیم
- ۷.۰k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط